به هر حال
بعضی وقتها هم هست نباید صبر کنی که طرف اشتباه کنه و تو متناسب با اشتباه اون اشتباه کنی.
بعضی وقتها تو باید اشتباه رو شروع کنی!
نویسندگی
تو وقتی آسوده میشوی مینویسی ولی من مینویسم که آسوده شوم. به خاطر همین است که بعد نوشتنهایمان من نوشتههایم را دارم و آسودگی را و تو تنها یک دست نوشته!
انعصاف!
اگه انسانها مثل خط صاف باشند و رابطهٔ بینشون مثل رابطه بین خطوط باشه، معمولا همدیگر رو در یه مدت زمان کوتاه قطع میکنن. یا دو تا خط موازی میشن که هر روز با یه فاصله همدیگر رو میبینن و مثلا یه سلام گذرا بهم میکنن. در یه حالت هم میافتن رو هم که من اسمشو میذارم ازدواج!
ولی اگه منعطف باشن هیچ قاعدهای وجود نداره. هیچ قاعدهای
کیفیتها
♀ ≠♂ و ♀⊁♂ و ♂ ⊁♀ ← دنیای انسانها دنیای ریاضی نیست.
توضیحات:
♀: زن، ♂: مرد، ≠: مساوی نیست، ⊁: کوچکتر نیست، ←: نتیجه
ویرانی
گاهی اوقات انسانها دست به ویرانی خویشتن خود میزنند. هر کس برای اینکار روشی دارد. کسی سیگار میکشد، آن یکی خودکشی میکند و آن دیگری هم تنها مشت به دیوار میکوبد. ویرانی خویشتن، حس متناقض عجیبی است. در یک طرف آن علاقه به خود نهفته است و در طرف دیگر، تنفر و انزجار از خود شعله میکشد. انسان چون خود را دوست دارد میخواهد خویشتنش را آسوده کند تا از بار مشکلات بکاهد. اما روش او باری این کار چگونه است؟ مثلا مشت کوبیدن به دیوار!
این یعنی برای حل مشکل اصلی یک مشکل دیگر به آن افزودن. این یعنی ویرانی خویشتن. این یعنی انسان پیچیدهٔ متناقضی که میپندارد بارزترین ویژگیاش تعقل است!
شروعِ پایان و پایانِ شروع
درست جایی که باید شروع میکردی، تمام کردی. و همین شد که بعد آن، من از همهٔ شروعها و پایانها ترسیدم و با هم اشتباه گرفتمشان و همهٔ نامههایم به تو، با پایان شروع شد.

rss