به هر حال

نوشته شده توسط

در ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

یک نظربازی

بعضی وقت‌ها هم هست نباید صبر کنی که طرف اشتباه کنه و تو متناسب با اشتباه اون اشتباه کنی.
بعضی وقت‌ها تو باید اشتباه رو شروع کنی!

نویسندگی

نوشته شده توسط

در ۱۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

۷ نظربازی

تو وقتی آسوده می‌شوی می‌نویسی ولی من می‌نویسم که آسوده شوم. به خاطر همین است که بعد نوشتن‌هایمان من نوشته‌هایم را دارم و آسودگی را و تو تنها یک دست نوشته!

انعصاف!

نوشته شده توسط

در ۰۷ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

یک نظربازی

اگه انسان‌ها مثل خط صاف باشند و رابطهٔ بینشون مثل رابطه بین خطوط باشه، معمولا همدیگر رو در یه مدت زمان کوتاه قطع می‌کنن. یا دو تا خط موازی می‌شن که هر روز با یه فاصله همدیگر رو می‌بینن و مثلا یه سلام گذرا بهم می‌کنن. در یه حالت هم می‌افتن رو هم که من اسمشو می‌ذارم ازدواج!
ولی اگه منعطف باشن هیچ قاعده‌ای وجود نداره. هیچ قاعده‌ای

کیفیت‌ها

نوشته شده توسط

در ۰۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

۲ نظربازی

♀ ≠♂ و ♀⊁♂ و ♂ ⊁♀ ← دنیای انسان‌ها دنیای ریاضی نیست.

 

توضیحات:

♀: زن، ♂: مرد، ≠: مساوی نیست، ⊁: کوچک‌تر نیست، ←: نتیجه

اینجوریاس!

نوشته شده توسط

در ۰۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

۵ نظربازی

در فاصلهٔ بین جواب دادن «مخاطب خاص» به پیامک‌ها نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند.

ویرانی

نوشته شده توسط

در ۰۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

بدون نظربازی

گاهی اوقات انسان‌ها دست به ویرانی خویشتن خود می‌زنند. هر کس برای اینکار روشی دارد. کسی سیگار می‌کشد، آن یکی خودکشی می‌کند و آن دیگری هم تنها مشت به دیوار می‌کوبد. ویرانی خویشتن، حس متناقض عجیبی است. در یک طرف آن علاقه به خود نهفته است و در طرف دیگر، تنفر و انزجار از خود شعله می‌کشد. انسان چون خود را دوست دارد می‌خواهد خویشتنش را آسوده کند تا از بار مشکلات بکاهد. اما روش او باری این کار چگونه است؟ مثلا مشت کوبیدن به دیوار!
این یعنی برای حل مشکل اصلی یک مشکل دیگر به آن افزودن. این یعنی ویرانی خویشتن. این یعنی انسان پیچیدهٔ متناقضی که می‌پندارد بارز‌ترین ویژگی‌اش تعقل است!

شروعِ پایان و پایانِ شروع

نوشته شده توسط

در ۰۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۱

۲ نظربازی

درست جایی که باید شروع می‌کردی، تمام کردی. و همین شد که بعد آن، من از همهٔ شروع‌ها و پایان‌ها ترسیدم و با هم اشتباه گرفتمشان و همهٔ نامه‌هایم به تو، با پایان شروع شد.

همین حالا…

نوشته شده توسط

در ۲۶ فروردین ماه سال ۱۳۹۱

۲ نظربازی

مثل وقتی کسی رو دوست داری و نمی‌تونی ببخشیش و نبخشیش!

12345678...151821...